
خیال داشتنتمثل یک شب آرام و رویایی است که ستاره ها در آن می رقصند و ماه مثل درختی کهن از اعماق دریا بیرون می آ ید خیال داشتن تو عطر گلی ست در آستانه بهار که از خواب بیدار می شود و شعر را روی دست من می کارد ! خیال داشتنت یک راه بی اتمام است که هیچگاه به انتها نمی رسد و در این راه هر قدم که بر می دارم دورتر که نمی گردم هیچ، از خودم به تو نزدیک تر می شوم! خیال داشتن تو دشتی است همیشه سبز و پر طراوت حتی در دل زمستان برفی!...
ادامه مطلب
آیدا، همزاد من!ساعتهای دراز است که بر این صفحۀ کاغذ خم شدهام تا برای تو، به مناسبت بزرگترین روز زندگیم _یعنی تولد'>تولد تو_ چیزی بنویسم. چهرۀ تو در برابر چشمهای من است. صدایت در گوشهایم میپیچد. و کشش فکرها، مرا از نوشتن بازمیدارد… به چه چیز فکر میکنم؟ شاید به تو. قدر مسلم این است که به هرچه فکر کنم، از «تو» خالی نیست، از این گذشته، این روزها تنها موضوع فکر من «زندگی کردن» است. میخواهم زندگی کنم_به تمام معنا_میخواهم با تمام وجودم زندگی کنم، زندگی را بچشم، لمس کنم، در آغوش بگیرم. و طبیعی است که فکر کردن به زندگی، معنی دیگرش فکر کردن به تو است.من عشق تو را چون پرچمی پیشاپیش نبردی که برای اثبات وجود خویش آغاز خواهم کرد به دوش میکشم، به تو فخر میکنم و از داشتن تو سر فخر به آسمان میسایم.تو را در س...
ادامه مطلب
این فیلم را به عقب برگردانآنقدر که پالتوی پوست پشت ویترینپلنگی شود که می دوددر دشت های دورآنقدر که عصاهاپیاده به جنگل برگردندو پرندگاندوباره بر زمینزمین ...نهبه عقب تر برگرد!بگذار خدا دوباره دست هایش را بشویددر آینه بنگردشاید تصمیم دیگری گرفت.گروس عبدالملکیان نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۱ساعت 17:25 توسط ...| بخوانید...
ادامه مطلب
بگو دوستت دارمو بگذار این جمله تا زیر خاک هم با ما بیایداین بار درختی شویمکه شاخه هایش انگشتان من باشدبر گهایش موهای توبگو دوستت دارمتا فردا همه باور کنندآواز دو پرنده که در قلب درختی می خوانندچیزی جز دوستت دارم نیست. "محسن حسینخانی" نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۰ساعت 21:54 توسط ...| بخوانید...
ادامه مطلب
این روزهاگفتن دوستت دارم !آنـقدر ساده است که می شود آن رااز هر رهگذری شنید اما فهمش یکی از سخت ترین کارِهای دنیاست سخت است اما زیبا !زیباست برای اطمینانِ خاطر یک عمر زندگ...
ادامه مطلب
بعد از انتظار طولانی آسمانو تنگدستی زمینو سالهای ترسبرای ملامت سقف های کوتاهو دلجویی چلچله های فروردینبه ملاقات تو آمدم!تا نامم را،دلم راو واژگانم رابه تو بسپارم...!عرق پیشانیام را بگیرمی خواهم دو زا...
ادامه مطلب
دوست داشتن توشبیه آخرین چکّه ی آبی استکه مسافر مانده در بیابان را به آبادی می رساندشبیه آخرین کبریت یک کوهنورد گم کرده راهدر لبه ی پرتگاه دور و سردشبیه جُستن کوره راهی در جنگلو دست انداختن به آخرین تک...
ادامه مطلب
من شاعر نیستممن تنها کلماتی را می دانمکه نام تو را داردو آنها را ردیف می کنم به نشانه توشب را دوست دارم چون آغوش تو را داردصبح را دوست دارمچون بیداری تو را دارداز رنگهایی خوشم می آیدکه رنگ چشمان توستر...
ادامه مطلب
ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻛﻨﻴﺪ ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﮔﻔﺖ “ﻣﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻋﺸﻖ ﻣﻲ ﻭﺭﺯﻳﻢ”ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﻋﺸﻖ ﻣﻲ ﻭﺭﺯﻳﺪﺷﺎﻳﺪ ﺍﺷﺘﻴﺎﻕ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻭﻟﻲ ﺑﻴﻦ این ﺩﻭ ﺗﻔﺎﻭﺗﻲ ﺑﺲ ﻋﻈﻴﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﻳﺪﻥ ﻭ ﻧﻴﺎﺯ ...
ادامه مطلب
قسم به پاییزی که در راه استو به پچ پچ های عاشقانه ی برگ ها، در حال افتادن!قسم به بوسه های آخرو به باران های گاه و بی گاهو به آغوش های خالیقسم به عشقکه منپاییز به پاییزباران به بارانآغوش به آغوش دل تنگ...
ادامه مطلب
با من حرف بزن!گلویت تنوری گرمکه گندم را به شکل قرص نانمیان انسان و گنجشک تقسیم می کندو لب هایتشمایل پیراهن سرخی ستکه روی بندزبان باد را می فهمد.من خسته امو خستگی همیشه از پاها رسوخ می کندوقتی که ایست...
ادامه مطلب
به پاس بودنت - هر روزپرنده ی مرده ای پرواز می کندقفسی می شکندو به تعداد میله های قفسنرگس می روید.در انبوه پرندگان مردهدیوانه ترینشان منمسینه ام از شوق آزادی سرخ استو طولانی ترین نامه تاریخ را به پایم بسته ام.پنجره را بازکنبگذار روی شاخه های شانه ات بنشینمامروز، خدا مرابه شوق آمدنت آزاد کرده استنام توکلید زندان من بود ..."جلال حاجی زاده"...
ادامه مطلب
در آخرین نامه ات از من پرسیده بودیکه چه سان تو را دوست دارم ؟عزیزکمهمچون - بهار - که آسمان کبود را دوست داردهمچون - پروانه ای در دل کویریا زنبوری کوچک در عمق جنگلکه به گل سرخی دل داده استو به آن شهد شیرین اشآری، من اینگونه تو را دوست دارمهمچون برفی بر بلندای کوهیا چشمهای روان در دل جنگلکه تراوش ماهتاب را دوست داردعزیزکمآنگونه که خودت را دوست داریآنگونه که خودم را دوست دارمهمانگونه دوستت دارم"شیرکو بی کس"ترجمه: بابک زمانی...
ادامه مطلب
به ساعت نگاه می کنم : حدود سه نصف شب است چشم می بندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم و طبق عادت کنار پنجره می روم سوسوی چند چراغ مهربان و سایه های کشدار شبگردان خمیده و خاکستری گسترده بر حاشیه ها و صدای هیجان انگیز چند سگ و بانگ آسمانی چند خروس از شوق به هوا می پرم چون کودکیم و خوشحال که هنوز معمای سبزی ...
ادامه مطلب
اگر تو امتداد بهار نیستی پس این شکوفههای قلبم را از چه دارم ببین چگونه عطر تنت باران میشود و من با بوی تو خلوت میکنم اگر تو امتداد بهار نیستی این پرنده چه میگوید دارد دور قلبم میچرخد زمین میخورد بال میزند قلبم تند میکوبد و من میترسم بگویم دوستت دارم میترسم زیاد به تو فکر کنم میترسم نامت را روی کاغذ بنویس...
ادامه مطلب
می گویم فاصله مهم نیست اما دلم تنگ می شود دلم تنگ می شود که نمی توانم چفت بغلت بشوم می گویم فاصله مهم نیست اما هست، خیلی هم مهم است مهم است که دلم ذره ذره می شود وقتی نمی توانم دستانت را در دستانم بگیرم دلم پر می زند برای آن صورتت اما مجبورم از فاصله ببینمت می گویم فاصله مهم نیست مهم قلب ما دوتاست که نزدیک هم است در...
ادامه مطلب
دیوانگی بد نیستبرای یک بار هم که شدهدیوانه تر از من باشو بگذار چنان گم شوم در توچنان گم شوی در منکه یکی دیده شویم از بالاو خدا خیال کندیکی از ما دو نفر را گم کرده استبگذار تعجب کند از حواس پرتی اشو باورش شود زیادی پیر شدهو جهان را به ما بسپارد.ما جهان را به آغاز زمین می بریمو پلنگ ها آهوها را نمی درندو نفت و اتم را حذف می کنیم از خلقتتا این همه جنگ نشود!دیوا...
ادامه مطلب
از باغ های حافظ تو تا سطرهای بی خواب من چقدر بیراهه هست! می خوابم این بار به عطر چشمانت با سرمه ای که در چشمان هر نهنگی هست بی مِی بی ساغر از هزاره ی طوفان های در راه چگونه است گریستن بر فریادهای مانده در خیزاب بانوی درخت های خیس و تب دار برخیز بیا به ساحل برویم مرگ تاوان کمی است برای چشمان تو... نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 17:27 توسط ...| ...
ادامه مطلب
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...
ادامه مطلب
بعضی ها خیال می کنند دوست داشتن ساده است خیال می کنند باید همه چیز خوب باشد تا بتوانند کسی را عاشقانه دوست داشته باشند اما... من می گویم دوست داشتن درست از زمانی شروع می شود که بی حوصله می شود که بهانه می گیرد که یادش می رود بگوید دلتنگ است یادش می رود با شیطنت بگوید دوستت دارم دوست داشتن از زمانی شروع می شود که خنده هایتان بغض شود بغض هایتان آغوش بخواهد و ببینید آغوشش کمرنگ است اگر در روزهای ابری و طوفانی دوستش داشتی شــــــــــاهکار کرده ای ...
ادامه مطلب