خیال داشتنت
مثل یک شب آرام و رویایی است
که ستاره ها در آن می رقصند
و ماه مثل درختی کهن
از اعماق دریا بیرون می آ ید
خیال داشتن تو
عطر گلی ست در آستانه بهار
که از خواب بیدار می شود
و شعر را روی دست من می کارد !
خیال داشتنت
یک راه بی اتمام است
که هیچگاه به انتها نمی رسد
و در این راه هر قدم که بر می دارم
دورتر که نمی گردم هیچ،
از خودم به تو نزدیک تر می شوم!
خیال داشتن تو
دشتی است همیشه سبز و پر طراوت
حتی در دل زمستان برفی!
برچسب:
نویسنده: نگار باقری