حالم - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:20
حالم؟مثل راننده اتوبوسیکه ماشینش همیشهروغنریزی دارهاز ترافیک و صدایبوق ماشین ورانندگیِ موتوراوسط لاین بیآرتیاعصاب ندارهپاهای خستهاشاز روزی هزاربار پدالبالاپایین کردندیگه جون ندارهیکیم نیستوسط این هیر و ویرییه لیوان چای دستش بدهتا بعدش سیگارشو دود کنهاما بعدِ این همه روندننرسیدهاونجا که دلشواسش تنگه ...
آفتاب - تاریخ: 1401/7/8 ساعت: 14:58
آفتاباز همان جای همیشگی طلوع می کردو هیولای روزمرگیدهانش را برای بلعیدن رویاهام باز کرده بود تو آمدی و چشم هایت جای آفتاب را گرفتندتنها تو می توانستی اینچنیندهان تاریک روزمرگی را ببندی."محسن حسینخانی"از کتاب در دست چاپ: کوه صدایم را پس نمی دهد / نشر مروارید نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر ۱۴۰۱ساعت 12...
شاید یک روز یک نفر - تاریخ: 1401/7/8 ساعت: 14:58
شاید یک روز یک نفریک جوری آدم را بخواهدکه خواستنشبه این راحتی ها تمام نشود … "سیلویا پلات" نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۱ساعت 15:2 توسط ...| Adblock test (Why?)
تا ابد با تو سخن خواهم گفت - تاریخ: 1401/7/8 ساعت: 14:58
اگرچه گفتهانددهان تو را دوباره خواهیم بستاما نگرانِ سکوتِ من نباش،چشمهای دلواپسِ منباز با تو سخن خواهند گفت.اگرچه خواستهاندچشمهای مرا دوباره ببندنداما نگرانِ ندیدنِ دنیا نیستمدستهای خستهٔ منباز با تو سخن خواهند گفت.اگرچه آمدهانددستهای بستهٔ مرا خسته کردهانداما نگرانِ سر زدنِ سپیدهدم نباشنَفَسهای روش...
از هر تعلقی که گذشتم - تاریخ: 1401/3/9 ساعت: 16:00
از هر تعلقی که گذشتم، تواناتر شدم.هر روز چیزی را ترک کردم و هر روز چیزی مرا ترک کرد.با هر تَرْکی، خاکِ تنم تَرَکی برداشت و چیزی از آن رویید،بالی شاید، کوچک و شفاف و نامرئی.پریدن با پرهایی ناپیدا مرا بی پروایی آموخت.آخرین تمنایم سنگی است سهمگین که بر شانه هایم چسبیده است،باری که قرن هاست به ناگزیر هر...
میخواهم در خواب تماشایت کنم - تاریخ: 1401/3/9 ساعت: 16:00
میخواهم در خواب تماشایت کنممیدانم که شاید هیچوقت اتفاق نیفتدمیخواهم تماشایت کنم در خواببا تو بخوابامیا به خوابات بیایموقتی امواج نرم تاریکی در سرمغلت میزننددوست دارم با تو قدم بزنمدر آن جنگل روشن پرتردیدبا برگهای سبز-آبی...دوست دارم آن شاخهی نقرهای را به تو بدهمآن گل کوچک سفید راکلمهای را که میتواند...
خوبم ! - تاریخ: 1401/1/31 ساعت: 9:24
خوبم, !خیلی خوب...مگر میشودبه فکر تو بود وُ خوب نبودتو را خیال داشت وُ بد بود...من خوبم قشنگِ عزیزراستی تا یادم نرفته بگویمدوستت دارمنه مثل دیروزنه مثل امروزنه حتی مثلِ اولِ سطر...تو را یک جورِ دیگر دوست دارمبیشتر از هر جور...چرا آدما میگن عشق به مرور کم میشه؟پس چرا من هنوزمدست و پامو گم میکنمو قلب
تویی که برایم از همه چیز بالاتری - تاریخ: 1400/12/6 ساعت: 19:30
روزهای زندگیام گرم میگذرد با تو، به گرمای لحظههایی که تو در آغوشمیبا تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنیهمچو یک رود که آرام میگذرد، عشق ما نیز آرام میگذردو تویی سرچشمه زلال این دل، ساعت عشق ما تمام لحظههای زندگی استثانیههایی که پر از عطر و بوی عاشقیستای جان منمهربانی و مح
دنیا خیال می کند ... - تاریخ: 1400/11/19 ساعت: 14:18
دنیا خیال می کند گمت کرده امدنیا جای کوچکی ستبرای کسی که واقعا عاشق استپیدا کردن سوزناز انبار کاهکار سختی نیستوقتی آهنربایی قوی در سینه ات باشد. "محسن حسینخانی" نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۰ساعت 20:56 توسط ...| Adblock test (Why?)
بگو دوستت دارم ... - تاریخ: 1400/11/19 ساعت: 14:18
بگو دوستت دارمو بگذار این جمله تا زیر خاک هم با ما بیایداین بار درختی شویمکه شاخه هایش انگشتان من باشدبر گهایش موهای توبگو دوستت دارمتا فردا همه باور کنندآواز دو پرنده که در قلب درختی می خوانندچیزی جز دوستت دارم نیست. "محسن حسینخانی" نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۰ساعت 21:54 توسط ...| Ad...
دیگر جوان نمی شوم ... - تاریخ: 1400/11/19 ساعت: 14:18
وقتی درختدر راستای معنی و میلادبر شاخه های لختپیراهن بلند بهاری دوختبا اشتیاق رفتم به میهمانی آئینهاما دریغچشمم چه تلخ تلخ، پاییز را دوباره تماشا کردو دیگر جوان نمی شومنه به وعده ی عشق و نه به وعده ی چشمان توو دیگر به شوق نمی آیمنه در بازی باد و نه در رقص گیسوان تو.چه نامرادی تلخیو دریغا ، چه تلخ تل...
اشتباه نکن ... - تاریخ: 1399/9/4 ساعت: 21:11
اشتباه نکن نه زیبایی تونه محبوبیت تومرا مجذوب خود نکردتنها آن هنگام که روح زخمی مرا بوسیدیمن عاشقت شدمشمس لنگرودی نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۹ساعت 9:53 توسط ...| Let's block ads! (Why?)
باید از من گذشت تا به ما رسید - تاریخ: 1399/9/4 ساعت: 21:11
این روزهاگفتن دوستت دارم !آنـقدر ساده است که می شود آن رااز هر رهگذری شنید اما فهمش یکی از سخت ترین کارِهای دنیاست سخت است اما زیبا !زیباست برای اطمینانِ خاطر یک عمر زندگ
تو را چگونه بنویسم - تاریخ: 1399/9/4 ساعت: 21:11
تو را چگونه بنویسم شرح تو با سی و دو حرفمگر ممکن استتو را چگونه بنویسمکه همه بدانندزمان در حضور تو شروع می شود!چشمهایت را نبندپیدا نمی شومباور کن.درد من بزرگتر از ترانه های مدرنیستکه گوش می کنیهر بار
تو، تمام آن چیزی هستی که من به خواب دیده بودم - تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 5:46
بعد از انتظار طولانی آسمانو تنگدستی زمینو سالهای ترسبرای ملامت سقف های کوتاهو دلجویی چلچله های فروردینبه ملاقات تو آمدم!تا نامم را،دلم راو واژگانم رابه تو بسپارم...!عرق پیشانیام را بگیرمی خواهم دو زا
دوست داشتن تو - تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 17:16
دوست داشتن توشبیه آخرین چکّه ی آبی استکه مسافر مانده در بیابان را به آبادی می رساندشبیه آخرین کبریت یک کوهنورد گم کرده راهدر لبه ی پرتگاه دور و سردشبیه جُستن کوره راهی در جنگلو دست انداختن به آخرین تک
ﮔﺎﻫﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ - تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 17:16
لایق تو کسی نیست جز آن کسی که:تو را انتخاب کند.. نه امتحانتو را نگاه کند.. نه اینکه ببیندتو را حس کند.. نه اینکه لمست کندتو را بسازد.. نه اینکه بسوزاندتو را بیاراید.. نه اینکه بیازاردتو را بخنداند.. ن
هجران - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:16
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیستآه ازین درد که جز مرگ من اش درمان نیستاین همه رنج کشیدیم و نمی دانستیمکه بلاهای وصال تو کم از هجران نیستآنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگرانتظار مددی از کرم باران نیستب
دست میکشم از مشغله - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:44
دست میکشم از مشغله های ریز و درشتیک فنجان چای میریزممینشینم کنار پنجره و فکر میکنم به دوست داشتنتفکر میکنم به جهانی که آن را چند روز پیش در آغوشت کشف کرده امبه بوسیدنت وقتی که سرت را خم میکنی و
من شاعر نیستم - تاریخ: 1398/8/20 ساعت: 11:39
من شاعر نیستممن تنها کلماتی را می دانمکه نام تو را داردو آنها را ردیف می کنم به نشانه توشب را دوست دارم چون آغوش تو را داردصبح را دوست دارمچون بیداری تو را دارداز رنگهایی خوشم می آیدکه رنگ چشمان توستر

برچسب‌های مرتبط

دوست داشتن | دوست داشتن یعنی | دوست داشتن واقعی | دوست داشتن تو | دوست داشتنی | دوست داشتن خود | دوست داشتن همسر | دوست داشتن یک طرفه | دوست داشتن از عشق برتر است | دوست داشتن به حرف نیست